محصول یاب - ادبیات

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 16386
» بازديد ديروز : 184
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 16572
» بازديد سال : 16385
» بازديد کل : 36568
» اعضا : 0
» مطالب : 37

سیاست خارجی چیست؟


تاریخ انتشار پست : 1396/6/4 بازدید : 158

سیاست خارجی((Foreign Policy عبارتست از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است. به‌طور خلاصه می‌توان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنه‌ی بین‌المللی از سوی دولت‌ها انجام می‌پذیرد. سیاست خارجی می‌تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد[1] و در تعریفی دیگر می‌توان این‌طور تعریف کرد که: جهتی را که یک دولت بر می‌گزیند و در آن از خود تحرک نشان می‌دهد و نیز شیوه‌ی نگرش دولت را نسبت به جامعه‌ی بین‌المللی، سیاست خارجی می‌گویند.[2]

سیاست خارجی، سیاست بین‌الملل و روابط بین‌الملل

بین این سه واژه تفاوت وجود دارد، و این تمایز به‌طورکلی به تفاوت میان هدف‌ها و اقدامات(تصمیمات و خط مشی‌ها) یک دولت یا دولت‌ها، و کنش‌های متقابل میان دو یا چند دولت ارتباط پیدا می‌کند. اگر در تحلیل خود به اقدامات یک دولت در قبال محیط خارج و شرایط معمولا داخلی موثر در تعیین اقدامات مزبور بپردازیم اساسا به سیاست خارجی توجه کرده‌ایم. اما اگر به آن اقدامات فقط به منزله‌ی جنبه‌ای از الگوی اقدامات یک دولت و واکنش‌ها یا پاسخ‌های دیگران بپردازیم، به سیاست بین‌الملل یا روندهای کنش متقابل دو یا چند دولت می‌نگریم. و اصطلاح روابط بین‌الملل به‌صورت متمایز از سیاست بین‌الملل و سیاست خارجی، می‌تواند به همه‌ی شکل‌های دولتی و غیر دولتی کنش متقابل اعضای جوامع مختلف اطلاق شود. مطالعه‌ی روابط بین‌الملل دربر گیرنده‌ی تحلیل سیاست‌های خارجی یا روندهای سیاسی میان ملت‌ها نیز هست.[3]

خاستگاه سیاست خارجی

برای روشن شدن ادبیات سیاست خارجی باید به مبحث روابط بین‌الملل برگردیم. نظریه‌های روابط بین‌الملل از یک لحاظ به دو بخش نظریه‌های اندرکنش[4] و نظریه‌های کنش[5] تقسیم می‌شوند. نظریه‌های اندرکنش با روابط بازیگران در عرصه‌ی بین‌المللی سر و کار دارند، درحالی‌که نظریه‌های کنش صرفا با بازیگر درون نظام بین‌المللی سر و کار دارند. روابط بین‌الملل عبارت از مطالعه اندرکنش بازیگران عرصه‌ی بین‌المللی است، و سیاست خارجی مطالعه‌ی کنش این بازیگران است. بدین ترتیب، نظریه‌ی اندرکنش عرصه‌ی بررسی روابط (سیاست، اقتصاد و فرهنگ) بین‌الملل است، درحالی‌که نظریه‌ی کنش عرصه‌ی بررسی سیاست خارجی است.

روابط بین‌الملل به قدمت خود دولت - ملت‌ها می‌باشد. اما تحلیل سیاست خارجی، به‌عنوان یک رشته متمایز تئوریک عمدتا بعد از جنگ جهانی دوم به‌وجود آمد.

آغاز کار رشته‌ی سیاست خارجی را معمولا سه منبع عمده می‌دانند: مقاله‌ی جیمز روزنا با عنوان "پیش نظریه‌ها و نظریه‌های سیاست خارجی،" کتاب ریچارد اسنایدر و همکارانش با عنوان تصمیم‌گیری به مثابه رویکردی در مطالعه‌ی سیاست بین‌الملل، و کتاب هارولد و مارگارت اسپراوت با عنوان "فرضیه‌های مناسبات انسان - محیط درون عرصه‌ی سیاست بین‌الملل." به‌طور خلاصه می‌توان گفت این آثار دارای تاثیر تئوریک قابل توجهی در رشته‌ی سیاست خارجی بودند و موجب شکل‌گیری سه شاخه در مطالعات سیاست خارجی با عناوین "سیاست خارجی مقایسه‌ای"، تصمیم‌گیری سیاست خارجی،" و "محیط و زمینه‌ی سیاست خارجی گردیدند."[6]

اهداف را، تصمیم‌گیرندگان رسمی دولت انتخاب می‌کنند تا یا وضع بین‌المللی موجود را به نفع منافع ملی خود تغییر دهند و یا در حفظ آن بکوشند. اهداف سیاست خارجی[7] حاصل تحلیل مقاصد[8] و وسایل[9] نیل به اهداف می‌باشد. گرچه اهداف روشن و واقعی سیاست خارجی، از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، همه‌ی کشورها دارای اهداف زیر می‌باشند:

1-هدف‌های کوتاه مدت[10] و حیاتی: منافع و ارزش‌های حیاتی از جمله این اهداف به شمار می‌آیند و غالبا با حفظ موجودیت یک واحد سیاسی بیشترین ارتباط را دارند. زیرا آشکار است که واحدهای سیاسی بدون حفظ موجودیت خود نمی‌توانند به دیگر هدف‌ها دست یابند. تعیین دقیق ارزش یا منافع حیاتی در کشوری خاص، بستگی به ایستارهای سیاستگذاران آن کشور دارد. به‌عنوان مثال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: استقلال، امنیت ملی، یک‌پارچگی سرزمین، رفاه اقتصادی و حفظ و تقویت شیوه‌ی زندگی. این هدف‌های فوری هستند و تعدادشان از بقیه‌ی اهداف بیشتر است.

2- هدف‌های میان مدت: این هدف‌ها زمان بر هستند و بعد از اهداف کوتاه مدت دارای اولویت اند. همانند: سلطه‌ی منطقه‌ای، ترویج ارزش‌ها در خارج، تضعیف مخالف و توسعه‌ی فرصت‌های اقتصادی در خارج.

3-هدف‌های بلند مدت: که عبارتند از طرح‌ها و رویاها و پندارهای مربوط به سازمان سیاسی یا ایدئولوژیک غایی نظام بین‌المللی، قواعد حاکم بر روابط درون نظام مزبور و نقش دولت‌های خاص در این نظام. تفاوت بین هدف‌های میان‌مدت و بلند‌مدت، تنها به تفاوت در عامل زمان که ذاتی آنهاست، مربوط نمی‌شود؛ بلکه همچنین میان آنها تفاوت مهمی از حیث دامنه وجود دارد. دولت‌ها به هنگام پافشاری بر هدف‌های میان‌مدت، درخواست‌هایی خاص از دولت‌هایی خاص دارند؛ اما در تعقیب هدف‌های بلند‌مدت، درخواست‌های دولت‌ها معمولا جهانی است.[11]

الگوهای بررسی سیاست خارجی
برای بررسی جنبه‌های گوناگون سیاست خارجی، باید چندین مدل را در نظر گرفت، که البته بین دانشمندان علوم سیاسی اختلافی هستند و بعضی موارد دیگری را مد نظر دارند:[12]

1. مدل استراتژیک(منطقی)

2. مدل تصمیم‌گیری

3. مدل بوروکراتیک

4. مدل تطابق و سازواری

5. مدل فزاینده

6. مدل سیستمی

عوامل موثر در سیاست‌گذاری خارجی
گرچه تصمیم‌گیرندگان نقشی اساسی را در فرایند سیاست‌گذاری خارجی ایفا می‌کنند، نباید تصور کرد که هدف‌ها و منافع ملی بدون مقدمه از اذهان سیاست‌گذاران تراوش کرده، به‌صورت سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های خاصی به‌ مورد اجرا در می‌آیند؛ بلکه عوامل دیگری در به‌وجود آمدن آنها دخیل می‌باشند از جمله:[13]
1. ارزش‌ها و اعتقادات

سیستم اعتقادی یک دولت، از این لحاظ حائز اهمیت است که طرحی نسبتا روشن از کارکرد نظام بین‌المللی و نیز موقعیت یک دولت در قبال سایر دولت‌ها به‌دست می‌دهد. بر همین اساس، برخی از رفتار‌های بین‌المللی مورد طرد و انکار واقع می‌شود و پاره‌ای دیگر به‌گونه‌ای مورد تفسیر مجدد قرار می‌گیرد که با نظام اعتقادی و ارزشی حاکم بر جامعه سازگار باشد. این واقعیت را نیز نباید نادیده گرفت که نظام اعتقادی، در بسیاری از موارد محدودیت‌های بسیاری در عرصه‌ی انتخاب راه‌حل‌های گوناگون در سیاست خارجی، به‌وجود می‌آورد. آثار این محدودیت‌ها را می‌توان در انعقاد قراردادها و عضویت در اتحادها و ائتلاف‌ها مشاهده کرد.
2. زمینه‌های تاریخی و فرهنگی

این عامل گاه به صورت خودآگاه و گاه به صورت ناخودآگاه، مستقیم و غیر مستقیم، تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.

3.تصویر کلی از سیاست بین‌المللی

مقصود از این عامل، درک یک سیاست‌گذار از واقعیت‌ها و شرایط محیط بین‌المللی، متعارض بودن یا نبودن خواست‌ها و منافع دیگران با داده‌های سیاست خارجی، و مطلوب بودن رفتارهای گوناگون بازیگران مختلف سیاست بین‌المللی است. به دیگر سخن آن‌که سیاست‌گذاران در برخی از موارد به‌صورت ناخودآگاه، اوضاع بین‌المللی را آن‌طور که دل‌خواه آنان است می‌بینند و نه آن‌گونه که واقعیت دارد.
4.برداشت‌ها

سیاست‌گذاران خارجی درباره‌ی هر مسئله‌ی بین‌المللی، دارای فرض‌هایی هستند و این فرض‌ها طیف گسترده‌ای از دوستی و خصومت و اعتماد و عدم اعتماد را تشکیل می‌دهد.
5.مشکلات داخلی و افکار عمومی

گاه سیاست‌گذاران به سبب وجود یک سلسله مسائل و بحران‌های داخلی و به‌منظور انحراف افکار عمومی، سیاست‌های اتخاذ می‌کنند که هدف از آنها منحرف کردن افکار از مسائل داخلی به مسائل خارجی است. این وضعیت ممکن است شرایطی به‌وجود آورد که دولتی، مجبور به جهت‌گیری خاصی در سیاست خارجی شود و در نتیجه به سوی استراتژی جدیدی سوق داده شود.
6. نیازهای داخلی

جهت تامین نیازهای داخلی اعم از اقتصادی و تکنولوژیک، فرهنگی و امنیتی، بسیاری از موارد، هدف‌ها، تصمیمات و اعمال سیاست خارجی، در راستای برآورده شدن آن‌ها قرار می‌گیرند.
7. ساختار نظام بین‌الملل

ساختار نظام بین‌المللی، محدودیت‌ها و نیز امکاناتی برای سیاست‌گذاری به وجود می‌آورد. به‌عنوان مثال در زمانی که جهان در فضای دو قطبی به سر می‌برد، کشورها به ناچار در یکی از دو بلوک قرار می‌گرفتند و تعداد اندکی به سختی در گروه عدم تعهد قرار می‌گرفتند. باید به این نکته نیز اشاره کرد که بسیاری از تصمیم‌ها و داده‌های سیاست خارجی، واکنشی است نسبت به رفتار سایر بازیگران بین‌المللی.[14]

ابزارهای سیاست خارجی

1- چانه‌زنی دیپلماتیک: حکومت‌ها در تلاش برای دستیابی به هدف‌ها، تحقق ارزش‌ها، یا دفاع از منافع‌شان باید با اشخاصی ارتباط برقرار کنند که مایل‌اند اعمال و رفتار آنان را متوقف کنند، تغییر دهند یا سبب ادامه آن گردند.

2- تبلیغات: کشورها برای رساندن پیام‌های خود از فنون خاص استفاده می‌کنند از آن جمله؛ نام‌گذاری و برجسته ساختن یک اصل کلی و انتقال آن.

3-پاداش و اجبار اقتصادی: باید گفت که هدف‌های رفاهی، هدف‌های اصلی اکثر حکومت‌ها هستند و کشورها برای رفع نیازهای خود و رسیدن به رشد اقتصادی احتیاج به ارتباط با بازارهای جهانی دارند. یکی از ابزارها، محدود کردن این ارتباط و یا توسعه دادن آنست؛ که از طرق زیر انجام می‌پذیرد: برقراری تعرفه،[15] سهمیه‌بندی،[16] تحریم،[17] برقراری ممنوعیت معامله،[18] اعطای وام و اعتبارات و تغییر نرخ ارز، تنظیم فهرست سیاه،[19] صدور مجوز،[20] مسدود کردن دارایی‌ها،[21] سلب مالکیت[22] و اعطا و یا متوقف ساختن کمک‌ها.[23]

اجرای سیاست خارجی

اجرای سیاست خارجی تفاوت بسیاری با اجرای سیاست داخلی دارد. در سیاست داخلی، دولت توسط حاکمیت و کنترلی که بر اتباع خود دارد، اجرای تصمیمات را تضمین می‌کند، لکن در سیاست خارجی، هیچ دولتی بر دولت دیگر کنترل حاکمانه ندارد.

نخستین مرحله برای اجرای سیاست خارجی، توضیح قانع‌کننده است. کشورهایی که همکاری آنها برای اجرای تصمیمات ضروری است، باید قانع شوند که سیاست اتخاذ شده به نفع آنها نیز هست؛ پس باید بتوانیم به نقطه نظر مشترک با آنها برسیم. برای این کار باید بتوانیم به نقطه‌ی زینی نزدیک شویم.

دومین مرحله برای اجرای سیاست خارجی استفاده از ابزارهایی برای وادار کردن دیگران است؛ که دارای تکنیک‌های خاص خود می‌باشد.[24]
منابع :


[1]. مقتدر، هوشنگ؛ مباحثی پیرامون سیاست بین‌الملل و سیاست خارجی، تهران، انتشارات دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی، 1358، صص132-131

[2]. خوشوقت، محمدحسین؛ تجزیه و تحلیل تصمیم‌گیری در سیاست خارجی، تهران، وزارت امورخارجه ،1375، چاپ اول، ص145

[3]. هالستی، کی جی؛ مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ترجمه‌ی بهرام مستقیمی و مسعود طارم سری، تهران، وزارت امور خارجه، موسسه چاپ و انتشارات، 1373، چاپ پنجم، صص 33-31

[4] .Interaction

[5] . Action

[6]. ر.ک، حاجی یوسفی، امیر محمد؛ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پرتو تحولات منطقه ای(2001-1991)، دفتر سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران، وزارت امورخارجه، مرکز چاپ و انتشارات، 1387، صص 55-45

[7] . Foreign Policy Objectives

[8] .Ends

[9] .Means

[10] .Short -range objectives

[11]. هالستی، کی جی؛ همان، صص 248-211 و همچنین ر. ک.خوشوقت، محمدحسین؛ همان، ص155و همچنین، ر. ک . سجادپور، محمدکاظم؛ چارچوب‌های مفهومی و پژوهشی برای مطالعه‌ی سیاست خارجی ایران، تهران، انتشارات وزارت امورخارجه، 1383، چاپ دوم، صص 60-56

[12].قوام، عبدالعلی؛ اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، تهران، انتشارات سمت، 1372، چاپ دوم، ص133

[13]. ر.ک، قوام، عبدالعلی؛ همان، صص 146-135

[14]. قوام، عبدالعلی؛ اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، پیشین، صص146-135

[15] .Tariffs

[16] .Quotas

[17] .Boycott

[18] .Embargo

[19] .Blacklists

[20] .Licensing

[21] .Freezing Assets

[22] .Expropriation

[23] .هالیستی، کی . جی؛ همان، صص 421-280

[24]. مقتدر، هوشنگ؛ همان، صص 177-173

ادبیات حماسی جیست؟


تاریخ انتشار پست : 1396/2/29 بازدید : 46

منظومه های حماسی
حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و دز اصطلاح، شعری است داستانی با زمینه ی قهرمانی، قومی و ملی که حوادثی خارق العاده در آن جریان دارد. دراین نوع شعر، شاعر هیچ گاه عواطف شخصی خود را در اصل داستان وارد نمی کند و آن را طبق میل خود تغییر نمی دهد، به همین سبب در سرگذشت یا شرح قهرمانی های پهلوانانه و شخصیت های داستان خود، هرگز دخالت نمی کند و به میل خود درمورد آنها داوری نمی کند.

در این جا، شاعر با داستان هایی شفاهی و مدون سروکار دارد که در آنها شرح پهلوانی های عواطف و احساسات مختلف مردم یک روزگار و مظاهر میهن دوستی و فداکاری و جنگ با تباهی و سیاهی ها آمده است.

انواع منظومه حماسی

در ادبیات ملل، از یک دیدگاه، دو نوع منظومه ی حماسی می توان یافت.

منظومه های حماسی طبیعی و ملی
که عبارت است از نتایج افکار و علایق و عواطف یک ملت که در طی قرن ها تنها برای بیان عظمت و نبوغ آن قوم به وجود آمده است. این نوع حماسه ها سرشار از یاد جنگ ها، پهلوانی ها، جان فشانی ها و در عین حال، لبریز از آثار تمدن و مظاهر روح و فکر مردم یک کشور در قرن های معینی از دوران حیات ایشان است که معمولاً از آنها به دوره های پهلوانی تعبیر می کنیم. از این گونه منظومه های حماسی می توان حماسه کیل گمش و ایلیاد و ادیسه هومر، شاعر بزرگ یونان باستان و شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی را در ادبیات فارسی نام برد. در این دسته منظومه ها شاعر به ابداع و آفرینش توجهی ندارد بلکه داستان های مدرن کتبی یا شفاهی را با قدرت شاعرانه ی خویش نقل می کند.

منظومه های حماسی مصنوع
در این منظومه ها شاعر با داستان های پهلوانی مدون و معینی سر و کار دار ندارد بلکه خود به ابداع و ابتکار می پردازد و داستانی را به وجود می آورد. در این گونه داستان ها، شاعران آزادند با رعایت قوانینی که ناظر بر شعر حماسی است به دلخواه موضوع داستان خود را ابداع کنند و تخیل خودرا در آن دخیل سازند، از این دسته می توان ظفرنامه ی حمدالله مستوفی در زبان فارسی و "انه ادید" سروده ی ویرژیل، شاعر روم باستان را برشمرد.

ادبیات حماسی را از چشم اندازی دیگر، به حماسه های اساطیر و پهلوانی، حماسه های عرفانی و حماسه های دینی تقسیم کرده اند.

حماسه اساطیری
قدیمی ترین و اصیل ترین نوع حماسه است. این گونه حماسه مربوط به دوران ما قبل تاریخ است و بر مبنای اساطیر شکل گرفته است. مثل حماسه سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی (تا داستان فریدون). در این قسمت شاهنامه از "اوایل" سخن رفته است و مثلاً گفته شده است که اول کسی که گرمابه ساخت یا نوشتن آموخت که بوده است. قسمت هایی از ایلیاد و اودیسه رامایانا و مهابهاراتا را هم می توان جزو حماسه های اساطیری دانست. البته گاهی نمی توان ردپای قهرمان را دقیقاً در تاریخ جستجو کرد. در حماسه های پهلوانی، قهرمان معمولاً یک پهلوان مردمی است و برای او مرگ بهتر از ننگ است.

تصویر

نمونه ای از حماسه سومری گیل گمش


حماسه پهلوانی
در این نوع حماسه از زندگی پهلوانان سخن رفته است. حماسه پهلوانی ممکن است جنبه اساطیری داشته باشد، مثل زندگی رستم در شاهنامه و ممکن است جنبه تاریخی داشته باشد، مثل ظفرنامه حمدالله مستوفی و شهنشاهنامه صبا که قهرمانان آنها وجود تاریخی داشته اند.

تصویر


حماسه دینی یا مذهبی
قهرمان این نوع حماسه یکی از رجال مذهبی است و ساخت داستان حماسه بر مبنای اصول یکی از مذاهب است، مثل کمدی الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام (شاعر قرن نهم) خداوند نامه ملک الشعراء صبای کاشانی.

تصویر

صفحه ای از خاوران نامه


برخی از محققان، برای این نوع، حماسه های اخلاقی نام گذاشته اند و مهابهاراتا و رامایانا را مثال زده اند. به نظر ما حماسه های اخلاقی همان حماسه های دینی هستند و حتی می توان به آنها حماسه فلسفی هم گفت، زیرا در آنها مسایل عمیقی تفکر بشری از قبیل مرگ و زندگی و خیر و شر مطرح شده است.

معمولاً اقوامی که دارای زندگی فعال بودند و با اقوام دیگر جنگ یاصلح داشتند، دارای حماسه پهلوانی هستند؛ مانند یونانیان و ایرانیان باستان. اما اقوامی که فعالیت های برون مرزی نداشتند و به اصطلاح در خود بودند، بیشتر حماسه های دینی و فلسفی دارند، مانند چینیان و مصریان و هندیان باستان. در ایران هم بعد از حملات خانمانسوری از قبیل حمله غزان و مغولان و تیموریان، زندگی درونی و درونگرایی بر زندگی بیرونی و برونگرایی غالب آمد و حماسه های عرفانی، جای حماسه های پهلوانی را گرفت.

حماسه های عرفانی

این نوع حماسه در ادبیات فارسی فراوان است. در این گونه ،قهرمانان بعد از شکست دادن دیو نفس و طی سفری مخاطره آمیز در جاده طریقت، درنهایت به پیروزی که همانا حصول جاودانگی، از طریق فنا فی الله است، دست می یابد. مثل حماسه حلاج در تذکره الاولیا، منطق الطیر هم یک حماسه عرفانی است. منتها به شیوه تمثیلی سروده شده است. بگهوت گیتا را هم که از متون مذهبی هند محسوب می شود، گاهی حماسه عرفانی خوانده اند.

ممکن است انواع دیگری از حماسه هم وجود داشته باشند. مثلاً در ادبیات اروپایی نوعی از حماسه هست که به آن حماسه طنز و مسخره Mock Epic می گویند. این نوع حماسه بر خلاف حماسه های واقعی، از زندگی امروزین انسان مایه می گیرد و جنبه طنز و مسخره دارد. بودلر می گوید:"حماسه طنز آن است که از زندگی امروزی بشر، ابعاد حماسی را استخراج و مشخص کنیم و به خود نشان دهیم که چگونه با کراوات و پوتین های واکس زده شاعرانه زندگی می کنیم و بزرگیم." این نوع حماسه در ادبیات فارسی چندان مرسوم نیست، اما به هر حال ما هم نوعی حماسه مسخره داریم که قهرمان آن به اصطلاح یک "پهلوان پنبه" است، یا کسی است که در توهمات خود اوضاع و احوال دیگری را می بیند، مثل رمان معروف دایی جان ناپلئون نوشته ایرج پزشکزاد. دن کیشوت سروانتس را هم شاید بتوان از این مقوله محسوب داشت.

در اینجا توضیح این نکته ضروری است که حماسه در هر صورت، چه فلسفی باشد چه عرفانی و چه اساطیری باید همواره در بافتی از شهسواری ها و بهادری ها و خطر کردن ها ارائه شود. به عبارت دیگر دل به دریازدن ها و تن به خطر سپردن ها، مشخصه اصلی حماسه است.

ویژگی های حماسه

هر حماسه باید دارای چهار زمینه ی داستانی، قهرمانی، ملی، خرق عادت باشد.

زمینه داستانی حماسه

یکی از ویژگی های حماسه، داستانی بودن آن است بنابراین حماسه را می توان مجموعه ای از حوادث دانست. با این که در حماسه- بی هیچ تردیدی- مجموعه ای از وصف ها، خطبه ها و تصویرها وجود دارد ،اما همه ی این عناصر نسبت به داستانی بودن در مرتبه ی دوم هستند.

زمینه قهرمانی حماسه

بیشترین موضوع حماسه را اشخاص و حوادث تشکیل می دهند و وظیفه ی شاعر حماسی آن است که تصویرساز انسان هایی باشد که هم از نظر نیروی مادی ممتازند و هم از لحاظ نیروی معنوی، قهرمانان حماسه، با تمام رقتی که از نظر عاطفی و احساسی در آنها وجود دارد، قهرمانانی ملی هستند؛ مانند "رستم" در شاهنامه ی فردوسی.

زمینه حماسی ملی

حوادث قهرمانی که به منزله تاریخ خیالی یک ملت است در بستری از واقعیات جریان دارند. واقعیاتی که ویژگی های اخلاقی نظام اجتماعی، زندگی سیاسی و عقاید آن جامعه را در مسائل فکری و مذهبی در برمی گیرد. شاهنامه نیز تصویری است از جامعه ی ایرانی در جزئی ترین ویژگی های حیاتی مردم آن. در همان حال که با خواندن شاهنامه از نبردهای ایرانیان برای کسب استقلال و ملیت در برابر ملل مهاجم، آگاهی می یابیم، مراسم اجتماعی، تمدن و مظاهر و مدنیت و اخلاق ایرانیان و مذهب ایشان و حتی خوشی های پهلوانان و بحث های فلسفی و دینی آنان مطلع می شویم.

زمینه خرق عادت

از دیگر شرایط حماسه، جریان یافتن حوادثی است که با منطق و تجربه ی علمی سازگاری ندارد. در هر حماسه ای، رویدادهای غیرطبیعی و بیرون از نظام عادت دیده می شود که تنها از رهگذر عقاید دینی عصر خود، توجیه پذیر هستند. هر ملتی، عقاید ماورای طبیعی خود را به عنوان عاملی شگفت آور، در حماسه ی خویش به کار می گیرد و بدین گونه است که در همه ی حماسه ها، موجودات و آفریده های غیرطبیعی، در ضمن حوادثی که شاعر تصویر می کند، ظهور می یابند. در شاهنامه نیز وجود سیمرغ، دیو سپید، رویین تن بودن اسفندیار و عمر هزار ساله ی زال ... عناصر و پدیده هایی هستند که همچون رشته هایی استوار، زمینه تخیلی حماسه را تقویت می کنند.

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد